پوزش
مرا ببخش که چشمم
پی ستاره نماند
براي دیدن تو فرصت دوباره نماند
مراببخش كه بي تو
شدن نصيب منست
به روي دفترت این نام، آن شماره نماند
رسیده ام به سرودي
كه سرد و خاموش ست
بهار ماند و نشاطی در این بهاره نماند
مرا ببخش كه جا
ماندم از تبار شما
اميد با تو سفر کردن دوباره نماند
دلي كه زخمي آماج
صخره هاي تو بود
ببخش، ببخش اگر با تو در كناره نماند
زحجم بودن خود زود
ميشوم،خالي....
دگر حضور تو ای آخرین شراره نماند
مرا ببخش كه غم
سايه ها عبورم كرد
براي شام شما چشمک ستاره نماند
2007-zinat