دُم ستاره
این روز های خسته شمارش ز حد گذشت
بیتو که "جون" آمد و "جولای" بد گذشت
بیتو که اشک آمد و بارانِ خوابِ ُشوم
کابوس میانِ خوابِ من و تو چو رعد گذشت
جای هزار پا، به غمِ خود مرا نشاند
با سایه ات نشسته و بیدرد، درد گذشت
آخر نشست میانِ من و تو چو کوه، برف
"جون" رفت "اگست" آمد و پاییز، زرد گذشت
.............
جانم! دیگر حساب مه و ماه نمیکنم
پایانِ هفته ها چقدر سرد سرد گذشت
شاید فراموش کنیم، عید هفته را
ادینه بود جفت،ولی فرد فرد گذشت
.............
دل قامتی ز منحنی ماه ی تازه شد
تا دُمستاره ی ز نگاه های مرد گذشت
November-25-09
................