سایهَ خواب
ایستاده پشت در شبیهِ تو قامتی
پیچیده انتظار به وسواسِ لذتی
ریخته به روی شانه ی من گیسوانِ تر
در قطره های آب درخشیده صورتی
رویم به سوی آیینه و صورتم در آن
گم کرده رو به روی خودش وضعِ راحتی
خانه چه درهم است، چقدر زودآمدی؟
تا وعده ات مانده، عزیز! ربع و ساعتی
باید که باز کنم در و بوسه ات دهم
اما، نه!بوسه نی ،سلامی و صحبتی
آه! مرد پسته چی ست، ببخشید که دیرشد
امضا و مهر و نامِ تو به روی پاکتی
ریخته به روی نامه ی تو دانه دانه برف
پارسل به جای تو، دو تا شال و جاکتی
Monday, January-11-10