تو و غزل

 

 

من مي سرايمت كه عبورت كند غزل

گل واژه های سرخ ِ سطو رت كند غزل

 

من می سرايمت كه دهان بر دهان شوی

اسطورهُ بلند غرورت كند غزل

 

من می سرايمت كه خدا باورت كند

پيغمبری شوی و ظهورت كند غزل

 

من مي سرايمت زفراسوی عقل و هوش

محصور  ِواژه ها وشعورت كند غزل

 

من می سرايمت به هيا هوی پنجره 

در كوچه های شهر حضورت كند غزل

 

 

zinat Noor

 

 

2006