چتر


بارانی است بیتو هوای ترانه ام

چتری نمانده است دیگر روی شانه ام

میبارد آسمان که خدا رحمت اش کند

بر سقفِ سر شکسته و مایوس خانه ام

لبخندِ تلخ تو به گدا چشمی های عشق

شکرانه های زمزمه ی عاشقانه ام

ای شاخِ بی نبات دروغ است حرف تو

حافظ سکوت کرد به یک یک بهانه ام

دیگر به نام ِتو غزل وا نمیکنم

دیوانه گی بس است عزیزِ یگانه ام

راهت سپید و چشمِ سیاهت بلند باد

شرمسار مباش که ترک نمودی کرانه ام

ساحل به موج و موج به ساحل نمیرسد

تکرار یک نفس به نفس بود فسانه ام

دیگرمرا به کَشت و دَروهای تو چه کار

بی ریشه مانده است تنِ هر جوانه ام

............

March-18-10

..........