اهدا: به مژگان ساغر

 

ساغرم

 

گل گلی های نامه های ترا دستِ من میشود پروانه

عطرِ تندِ فضای دوستی را، می پراند به سقفِ گلخانه

نامِ تو شیره ی عسل دارد هر چه تلخست شیرین گرداند

خنده ات،گرمی ها می میریزد روی لبهای سردِ دیوانه

سال به سال میکنم حساب به تو تا شمارش زحد برون شود

باز بگو تا کجا می مانی تکیه گاه ی کسیی صمیمانه

دانه دانه  کنار هم چیدم نامه های اخیرِ سبزِ ترا

می تپی آه! چقدر در دلِ شعر، ساغرم میشوی مستانه

.......... 

می فشارم دو باره دستِ ترا با درودِ سپید و آبیی خود

رفتنم میرسد، میدانی، میشنوی، هان! صدای رودخانه

..................... 

Friday, May-28-10