مختصر

 

شاید دوباره سنگ شوم یا تبر شوم
بر قطعِ ریشه های دلم مفتخر شوم

 شاید عبور تلخِ تو دیوانه ام کند...
در خط جاده ها به مردم خطر شوم 

زخمیی کنم شیشه و بالِ پرنده را
در سنگنامه های جدایی خبر شوم

شاید فضای سردی مرا منجمد کند
یا تب کنم داغ شوم گرم تر شوم

شاید هزارساله گی ات کهنه ام کند
تاریخ نویس تازه ی "عصرِ حجر" شوم

یاهیچ،هیچ،هیچ، دوباره برای هیچ
در تاق و جفتِ ذهنِ خودم مختصر شوم
.....

هرچه شوم بیتو ترانه، ترانه نیست
بی عشق، بی جنون چگونه "سحر" شوم


‏2010‏-06‏-22