حادثه
افتاده ام به عمق سيه چال حادثه
ازمن مپرس حال من و حال حادثه
درمن رسوب كرده دوصد چشمه انفجار
سر مي كشد به روز، مه و سال حادثه
بردار كوله بار و برو هرچه دورتر
دنبال من میاء و نه دنبال حادثه
اينجا که آسمان همه پردود وآتش است
پرواز فا جعه ست پروبال حادثه
طعنه مزن كه چهارجهت ميتوان دويد
ازشش جهت گرفته مرا جال حادثه
آسوده می شود دلم از رفتنت، برو
اینجا یکی ست حال من وحال حادثه