لحظه ي تلخ

 

آخرش باغچه ي ما مرگ ِشقايق را ديد

 

لحظه ي تلخ فرو رفتنِ قايق را ديد 

 

سيب ِدندان زده افتاد زدستم به زمين *

 

مردم كوچه ما دزدي عاشق را ديد

 

رابطه- سايه ي ماه بود -تنِ بركه و شب

 

كه در آميزش موج ختمِ علايق را ديد  

 

عاقبت عقربه ها بر تن من نيش زدند

 

ساعت كوكي دل زنگِ دقايق را ديد  

 

تا "دعا" نام مرا خواند به گوش مريم

 

كوچه سنگسار من و خشمِ خلايق را ديد

 

زینت

 

December 7, 2007