وصیت

  تعارف میکنی اما نگاهت سرد و سرمایی

دلم در پای ساحل می تپد اما نمی آیی

 دل ماهی به شط تشنگی افتاده بر ساحل

تن ساحل اسیر ماسه های پست هر جایی 

شکایت می کنی ، از دوری اما کاش می دیدی

منم ماهی، تویی ساحل،منم تشنه تو دریایی 

بپیچ در ازدحام خود به دور هیچ و راضی باش

کنارم هست گرخالی ، کنارت هست رسوایی

 وصیت می کنم در مرگ من، آیینه ات سازند

من و خواب گل مریم تو و تصویر تنهایی

۰۸-۰۱-۲۴

پیوند - رادیوی آزادی

 

 Thursday, February 28, 2008