دیدارسبز
دار
میزنند به باغ سپیدار سبز را
اندیشه های شسته و بیدار سبز را
ازریشه میکشند بلوغ سپیده را
برهم زنند تسلسل پندار سبز را
یک سایبان ز قامت جنگل نمانده ست
آتش زدند تا در و دیوار سبز را
پیر
میشود نسل دیگر در کنارجنگ
تمدید میکنند تن خونبار سبز را
تعبیدگاه
فاصله ست همنفس مگر
تکرار میکنیم ره ی دیدار سبز را
زینت نور
............................