هی! چلچله،چلچله

 

حس میکنم که عشق گناه است مسله ست

هرگفتگو تسلسل مظنون فاصله ست

هر جاده ي که سوی شما میبرد مرا

بن بست در تقابل موهوم سلسله ست

بگذار در حوالی خود زیر و رو شوم

بیرون تر از سکوت خودم مات هلهله ست

دستان تو پلی ست که به فردا نمیرسد

این لحظه های شوخ کنار تو چلبله ست

هی ، چلچله! پرستو بومیی شهر من

حس میکنم که عشق گناه است مسله ست

با من بمان ،قصه بگو، هی! مکن قهر

هی چلچله! چلچله ، دنیا- مشغله ست

 ...........