پيوند

اول ترا سرود خدااز گل بهشت

آن گاه شعر عاطفه را بر دلت نوشت

پیوسته از تو دور نمود مثل آفتاب

تك لحظه هاي تيره و غم روزهای زشت

نام مرا به نام تو پيوند داده بود

ازابتداي كار، از آغاز، از سرشت

آتش گرفت سينه من  خاك پاره ام 

در شعله هاي شور دلم اضطراب كشت

با من بمان به خاطرنبضی که مي تپد

در دستهای پاك تو، اي منجي،اي بهشت

ازبس كه فال حافظ دستت گرفته ام

شاخ نبات من شده این جنگ سرنوشت

آباد کن مرا که به پایان رسیده است

 بی تو تمام قامتم از خشت تا به خشت

 هرروز درطلوع تو تكرار مي شوم

تن می دهم دوباره به بازي مات وكشت

زینت نور

2007-feb-01