ولی  آنسوی ‌ رومانتیک .....پست مدرن


مستر"جود"

تمام شب غزل گفتم ، شدم بیخواب صبح زود
خدایا! کار باید رفت! غزل نا گفته ها پدرود

دهانم پرزخمیازه ، دو چشمانم چه پف کرده
بروی چشم آیینه ‌-زدم  لبخند ‌کی پر دود...

تمام شب غزل گفتم و ساعت هفت و پنجاه شد
خیال زود رسیدنها  شده  یکدر صدم معدودَ

چراغ سبز، چراغ سرخ ، خط جاده  و یک "کافی"
دو تا "دونت" کمی هم "چیز" ‌‌خط آهن شده مسدود

تمام شب غزل گفتم . خدا یا! بار آخر بود- حلالم کن
دوساعت میرسم نا وقت به "متینگهای" مستر"جود"

------------------------------