حسود

دلم ز رشک چقدر خسته شد، غباری شد

تمام کوچه و پس کوچه ها شکاری شد

زبس که ریختی ازهرطرف دانه و دام

فضای پنجره ها سهره شد، قناری شد

نگاه دخترهمسایه گرم گرم به تو گفت

که سرد خانه ء عمرش چسان بهاری شد

زطرح چشم سیاهت کشیده بود تصویر

به یاد بوسه تو سرخ شد ، اناری شد 

گلی به مصرع گیسوی اوسلسله ریخت

به مرگ و میر دلم عکس یادگاری شد

ترانه های ترا خوانده خوانده میرقصید

نوارضبط صدایش به کوچه جاری شد