سلام مریم!
خدا با تو چه کرد آن شب
میان جنگل شبو
تنت را شخم میزد
یا که می بارد از هرسو
سلام مریم!
منم همزاد عصیان تو
درقامت خواستن
منم همزاد ایمان تو
آن شب ، آن شب جادو
سلام مریم!
بگو با من
روشن باش
برای سنگسار ما
هنوز زود است
خدا خواب است
و مردان رفته اند هرسو
سلام مریم!
تنت از عطر فردوس گشت
کجا، خوشبو
بگو مریم!
آهسته
راز جنگل سبز خدارا
مگر داری هوای گفتگو
بامن؟
بگو از بوسه هایش می شدی
عاشق یا جادو
سلام مریم!
خدا با تو چه کرد آن شب
تنت را بوسه زد؟
آیا؟
آن بدخو
چقدر نزدیک با تو بود
آیا؟
دستهایش شور گرم تنی را داشت؟
بگو مریم
چه شد آن شب، که بارور میشدی از او
فشاری، بوسه ی، اضطرابی بود؟
بگو مریم
بگو مریم ازعشق ، عشق آن بد خو