سرزمینی که مال من نیست
روی در روی تو استاده
سخن میگویم
آب خشکیده
و مرده مهتاب
بوی خاکستر و باد را
دریاب
بوی
آن خرمن گندم شده ی و پردانه
بوی آن آتش و دود
درملخزار ستم
رفته به باد
چشم
سوزنده دشت را بنگر
سینه از خشکی به جان آمده است
چشمه هایش مرداب
ریشه های بی آب
روی در روی تو استاده
سخن میگویم
آب خشکیده و مرده مهتاب
تو ولی
خوابی ،خواب
تو دراین خواب چمن می بینی
آه برخیز ز خواب
خانه خواب خراب
خانه خواب خراب
روی در روی تو استاده
سخن میگویم
این ملخزار آفت زده را می بینی
این همان مزرعه گندم
پردانه ی توست